اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
44
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب نهم / در حركت و سكون بدانكه حرارت غريزي از سببهاي اندرونى و بيروني اثرها مىپذيرد و اندك به تحليل ، خرج مىشود ، حاجت است بدان كه عوض آن باز آرند و آن را مدتي 1 دهند هم از گوهر آن ، و هر حرارتي كه از اندرون يا بيرون به تن رسد به همه غريبست و از گوهر آن نيست ، و حرارتي كه مدد آن را شايد و از گوهر آن است 2 ، حرارتي است كه از حركت اندامها خيزد از بهر آنكه مردم چون حركت كنند ، اندامهاى 3 او گرم شود و حرارت غريزي 4 برافروزد و مددي يابد هم از گوهر خويش و اين حركت را رياضت ( ورزش ) گويند . و اصل بزرگ اندر تدبير حفظ صحت ، رياضت است از بهر آنكه رياضت حرارت غريزي را برافروزد و فضله كه هر روز در تن بماند آن را به تحليل دفع كند ، و بهترين وقتي رياضت را آنوقت باشد كه طعام هضم شده و طبع اجابت كرده و روده از فضلههاى طعام خالي گشته باشد . ( 1 / 63 ) و نخست كه تدبير رياضت خواهد كرد ، بفرمايد تا وى را بمالند ، ماليدني نرم ، و به تدريج سخت تر مىمالند تا آخر سخت بمالند ، پس به رياضت مشغول گردد ، و چون از رياضت فارغ شود ديگر باره وى را بمالند ، ماليدني نرم ، و در ميان اين ماليدن دوم ، چند بار اندامهاى خويش بكشد 5 و عصبها دراز كند و نفس باز گيرد ، چندانكه تواند ، تا فضلهها كه به رياضت دفع نشده ، بدين طريق دفع گردد . و مدت رياضت ، چندان بايد كه رنگ روى افروخته گردد و حركت به نشاط تواند كرد ، و